خوبم..خیلی خوب!!...آنقدر خوبم که.....تو نگران نباش..

من خوبم..خیلی خوبم...آنقدر خوبم که نمی توانم برایت توضیح بدهم خوب بودن یعنی چه..اصلا نمی توانم بگویم برای چه خوبم...فقط بدان خوبم و از این راه دور نگران من نباش...مامان هم خوب است..از آن روزی که ماشین خریده بهتر هم شده...یک جورهایی سرگرم شده...فقط دیگر از کوچه ی پدرجون مادرجون رد نمی شود....می گوید اگر رد شود دست خودش نیست..می رود در می زند و اینکه ببیند کس دیگری در را باز کند دیوانه می شود...خانه امان همان جای قبلیست..یادت هست ؟؟دیار غربت برایت فراموشی که نیاورده رفیق؟؟؟فقط امسال درخت آلوچه مانند سالهای قبل آلوچه نداده..بابا می گوید تقصیر هواست...می گوید هوا تکلیفش با خودش مشخص نیست..نمی داند گرم باشد یا سرد...فکر کردم شاید هوا هم مثل من شده..تکلیفم با خودم مشخص نیست....راستی تو برایم از انجا بگو؟؟گفته بودی با یک دورگه آشنا شدی؟؟؟اخلاق این دورگه ها چطور است؟؟نمی دانم...من که دل خوشی از این یک رگه ها ندارم...حالا هرچقدر تعداد این رگه ها زیاد تر شود مگر فرقی می کند؟؟؟فرنوش اگر بدانی چقدر دلم برای ان روزها تنگ است...برای تمام کودکی همان..چه کسی به تو اجازه داد بزرگ شوی...چه کسی گفت انقدر بزرگ شوی که بتوانی چمدانهایت را جمع کنی و این همه از من دور شوی..از نوشته هایم نپرس فرنوش...نپرس که همین طور بدونه فاعل رها شده اند..بدونه نقش اول....یعنی دیگر نمی توانم بنویسم..نمی توانم داستان را ادامه دهم...نمی دانم با این فاعل اصلا چه کار کنم...گاهی دلم می خواهد از تپه ای پرتش کنم پایین بعد همانجا بنویسم داستان تمام شد..دیگر حتی دنبال کار چاپ و این حرف ها هم نیستم..آخر داستانی تمام نشده که بخواهد چاپ شود...لپ تاپم پر شده از نوشته های نیمه تمام..اصلا می دانی انگار با تمام شدن مشکل دارم...انگار از تمام شدن می ترسم..شده ام مثل ان ملکه ی شرقی...که خودش کفنش را با دستهای خودش می بافت و قرار شده بود بعد از بافتن کفنش او را بکشند و او هی می بافتو و می شکافت....و من هی می نویسم و پاک می کنم..هی می نویسم و پاک می کنم....اصلا دروغ گفتم..خوب نیستم..نگرانم شو...نگرانم شو و برگرد...فرنوش...برگرد...من..دروغ...گفتم...

ادامه مطلب
:: کلمات کلیدی : خوب، نگران، تنها دروغ عاشقانه، نوشته های بی قرار

نوشته شده توسط ّپژمان..همین! در سه‌شنبه ۸ شهریور ۱۳٩٠ و ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ

نظرات ()



.:: Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by eshraghh ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.






عشق (۱)

شعر (۱)

آسمان (۱)

رویا (۱)

بهار (۱)

خوب (۱)

نگران (۱)

غیر مجاز (۱)

دست و پا (۱)

عذاب وجدان (۱)

جالب و جذاب (۱)

صلح و صفا (۱)

شعروزنجان!! (۱)

هنرو اندیشه و تنهایی (۱)

دل بخواه هیچکس (۱)

فال و ماه (۱)

تقدیر و فنجان (۱)

گلهاو شعر (۱)

فکرو عادت (۱)

دلخوشحالی و نگران (۱)

تنها دروغ عاشقانه (۱)

نوشته های بی قرار (۱)

شبی می آیم (۱)

چگونه سنگ شوم وقتی که عاشقم (۱)

سرت به شانه من (۱)

بی حیا شدی بانو (۱)

گرفته بود دلم از خدا و از دنیا (۱)

غروب اردیبهشت (۱)

زنجیر کردن یک روح (۱)

ظرافتی زنانه! (۱)

منتظر کسی باشی (۱)